نصب رایگان سایت ساز برای خریداران سرویس میزبانی وب

اطمه امینی

اطمه امینی

اطمه امینی

مصاحبه همشهری بچه ها با فاطمه امینی " خانم گلی"

یک خاطره با مزه از عصر بخیر بچه ها

هر روز برای من خاطره است ولی خاطره هر روز من خنده ههای آقای تهیه کننده است . چون هر دیالوگی که ما می گوییم آقای سلامیان از خنده غش می کند و ما هم خنده مان میگیرد و من مجبورم خنده ام را به زور نگه دارم و گاهی احساس می کنم دلم از خنده می خواهد بترکد.

کلا عوامل رژی و پشت صحنه همه خنده رو و شاد هستند و هر اتفاق کوچکی برای ما خاطره می شود.

بچه ها در خیابان چه برخوردی با شما دارند؟

من توی مدرسه هم با بچه ها تئاتر کار میکنم. یک بار مدیر داشت با من خیلی جدی راجع به موضوع مهمی صحبت میکرد، یکهو یکی از پسربچه های کوچیک مدرسه از دور رو به من داد زد : ململ، ململ!

بعد مدیر خیلی عصبانی شد و آن بچه را دعوا کرد و گفت : یعنی چی؟ چرا به خانوم میگویید ململ؟ ململ یک ببعی است! و من آنجا خودم خنده ام گرفت!

کلا بچه ها به من غیر از گلی ، ململ هم میگویند. گاهی هم می گویند ململ گلی!!

گلی خانم چقدر شبیه شماست؟

شخصیت گلی شخصیتی است که من از بچگی باهاش بازی کردم . الان هر کی از من میپرسد چند سالت است ، میگویم ده سال!در برنامه هم من خودم را بازی می کنم؛ فاطمه امینی کوچولوی هفت هشت ساله را اصلا نقش بازی نمیکنم.

یک خاطره از بچگی  خودتان بگویید

من همیشه در بچگی دوتا عروسک یا دوتا ماشین داشتم که با آنها بازی میکردم. همیشه دوتا اسباب بازی مقابل هم قرار میگرفتند. همیشه جای این دوتا حرف میزدم.جای عروسک های مختلف حرف میزدم و برایشان قصه می ساختم

یک پیغام هم از اینجا به بچه ها بدهید

یک جوری زندگی و کار کنند که 20 سال بعد بگویند چقدر عالی زندگی کردیم.هر چیز را دوست دارند از بچگی شروع کنند و هیچ وقت در هیچ مرحله ای خنده را فراموش نکنند ، چون خنده همه چیز را هموار می کند.



موضوعات مرتبط: گالری عکس

نوشته شده در تاريخ جمعه 20 خرداد1390 نویسنده : پسر اینترنتی - نظرات: