نصب رایگان سایت ساز برای خریداران سرویس میزبانی وب
رويا حسيني
با رويا حسيني، مجري برنامه‌هاي «تصوير زندگي» و «شما بفرماييد» شبكه دوم سيما
تصوير زندگي در قاب عشق و توكل

زندگي با تمام تصاويري كه دوربين زمان در قاب لحظه‌ها و خاطره‌ها به ثبت مي‌رساند، زيباست. تصاوير شادي و غم و گريه و خنده، آنگاه كه در كنار هم قرار گيرند، پرمعناترين مفهوم‌هاي يك زندگي را خلق مي‌كنند تا بگويند زندگي جاريست و لحظه‌ها، آرام و بي‌صدا چونان شبنمي كه از برگ گلي مي‌لغزد و فرو مي‌چكد، در گذرند پس بايد همراه شد و هستي را از منظرهاي گوناگون قرائت نمود و دريافت كه تصوير چگونه زندگي‌هايي تا ابد در قاب يادها و خاطره‌ها باقي خواهد ماند...

مهمان امروز ما به قول خودش، مهماندار برنامه تصوير زندگي شبكه دوم سيماست. برنامه‌اي پربار كه دير زماني است در قاب كوچك تلويزيون خانه‌هامان، جاي گرفته و همچنان مي‌كوشد تا با دركي صحيح از نيازها و خواسته‌هاي مخاطب حساس و تنوع‌طلب امروز، متفاوت و تاثيرگذارتر از گذشته به پيش رود.

رويا حسيني، سال 1350 در تهران به دنيا آمده و فارغ‌التحصيل كارشناسي علوم اجتماعي با گرايش مددكاري اجتماعي و كارشناسي ارشد مطالعات زنان و خانواده از دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن مي‌باشد و مجری تلویزیون و استاد دانشگاه است.

حسيني، فعاليت اجتماعي‌اش را از آموزش و پرورش به عنوان معلم ديني و قرآن و علوم اجتماعي در مدارس ابتدايي و راهنمايي شهر تهران آغاز كرده است و حضور اتفاقي گروه تهيه و توليد برنامه‌اي تلويزيوني در مدرسه محل خدمتش، او را از سال 1371 به وادي رسانه كشانده است كه تا امروز با برنامه‌هاي من يار مهربانم، مداد سبز، با شبنم، حديث بيداري، شما بفرماييد و تصوير زندگي، ادامه يافته است. 9 سال مددكاري اجتماعي و حضور در بخش‌هاي مختلف بنياد شهيد و امور ايثارگران، اجراي 16 دوره جشنواره بين‌المللي فيلم‌هاي آموزشي و تربيتي رشد و 5 سال فعاليت به عنوان مجري پخش شبكه دوم سيما را نيز به موارد بالا اضافه كنيد.

رویا حسینی

براي رويا حسيني، اجرا رويا بود؟
نه، هرگز. زيرا اگر مجري هم نبودم، در عرصه‌هاي ديگر مي‌توانستم كارهايي انجام دهم كه اين رضايتمندي را برايم ايجاد كند. تقريبا بيشتر دوران تحصيل و نوجواني من با سال‌هاي جنگ، مصادف بود. آن زمان روحيات متفاوتي داشتيم. خانواده‌ام درگير جنگ بودند. تعدادي از نزديكانم به شهادت رسيده بودند و خلاصه شرايط آن روزها، اجازه روياپردازي به من نمي‌داد؛ به همين دليل نيز پس از پايان دانشگاه، معلمي را برگزيدم. البته صحبت كردن را دوست داشتم و الان هم اجرا را خيلي دوست دارم و خدا را شكر مي‌كنم كه مجري شدم و از آدم‌هايي كه اين فرصت استثنايي را در اختيارم گذاشتند سپاسگزارم زيرا اجراي تلويزيوني و به طور كلي كارهاي هنري صرفا به خود آدم باز نمي‌گردد بلكه فرصت‌هايي كه ديگران در اختيارمان مي‌گذارند و حمايت‌ها، راهنمايي‌ها، گوشزدها و يادآوري‌هاي تهيه‌كننده‌ها، كارگردانان و مسوولان شبكه‌ها نقش موثر و قابل توجهي در پيشرفت و ماندگاري در اين عرصه دارد.

اين فرصت‌ها شما را به خود باوري لازم در اجرا رسانده است؟

به اميد خدا بله، اگر آدم بتواند خودش را باور كند، مي‌تواند باورهايش را به ديگران انتقال دهد. به عنوان يك مجري خانم تا خودم را باور نداشته باشم و رسالتي كه بردوش دارم را نشناسم و ندانم كه مي‌خواهم چه چيزي را به مخاطبم انتقال دهم، نمي‌توانم انتظار پذيرشي از سوي مخاطب را داشته باشم. خوشبختانه سعي‌ام بي‌نتيجه نبوده و گفته‌هايم مورد اعتراض مخاطب، واقع نشده است.

شما رسالت مجري‌هاي خانم و آقا را از هم جدا مي‌دانيد؟
همان طور كه حضرت امام خميني (ره)، فرمودند  رسانه يك دانشگاه محسوب مي‌شود؛ بنابر اين مي‌توانيم اين ادعا را داشته باشيم كه مجريان رسانه، اساتيد اين دانشگاه هستند و رسالت و مسووليت سنگيني را برعهده دارند. اين رسالت، در مورد مجري‌هاي خانم و آقا، متفاوت است. مجري خانم در چارچوب‌ها و قالب‌هاي ارزشي والايي قرار دارد و علاوه بر اين كه بايد معرف و نمونه شايسته نجابت و وقار زن مسلمان ايراني باشد به نوعي مي‌تواند در الگودهي به خانم‌هاي جامعه خود نيز نقش بسزايي را ايفا نمايد. با توجه به حضور آقايان در فعاليت‌هاي اجتماعي بيرون از منزل، معمولا خانم‌ها بيشترين مخاطبان رسانه هستند. بنابر اين بايد طوري باشي كه دوستت داشته باشند و قبولت كنند و اين كار سختي است كه جز با خودباوري، ميسر نمي‌گردد.

به اجرايتان بايد اعتماد كرد؟

به آنچه در اجرايم مي‌گويم، اعتماد كامل دارم چرا كه معتقدم آنچه از دل برآيد، لاجرم بردل نشيند لذا هيچ وقت نشده برنامه‌اي را اجرا كنم اما خودم، هم‌عرض با آن احساسي كه به مخاطب منتقل مي‌كنم، نباشم. در استوديو برنامه باشم يا نباشم اين احساس، با من است. با من زندگي مي‌كند.

با اين حال، اجرا تحت‌الشعاع شما قرار گرفته است يا شما تحت‌الشعاع اجرا بوده‌ايد؟

اجرا روي زندگي من تاثير گذاشت و سبب گرديد تا خط سيري از مطالعات را آغاز نمايم و رشته تحصيلي مورد علاقه‌ام را بيابم و به عنوان يك زن، طرز تفكر جديدي را براي خودم بسازم. حس ديده شدن، باعث شد تا در بسياري از رفتارهايم، دقت و تجديدنظر داشته باشم. اجرا، نوعي تربيت به من داد و مرا تحت‌الشعاع خود قرار داد.
خيلي‌ها فكر مي‌كنند همين كه بتواني متني را كه جلويت گذاشته‌اند، خوب بخواني، نترسي، خوب حرف بزني، خنده‌ات نگيرد و خجالت نكشي، مجري هستي؛ در حالي كه اين طور نيست. من هر روز قبل از آن كه به سازمان بيايم، مدتي فكر مي‌كنم كه امروز مي‌خواهم چه بگويم؟ آنچه مي‌گويم چه پيامدي خواهد داشت؟ تاثيرش مثبت است يا منفي؟ اينها خيلي مهم است و زندگي مرا تحت تاثير خود قرار مي‌دهد.

نو بودن در اجرا را كشف كرده‌ايد؟

مفاهيم برنامه مي‌تواند به مجري كمك كند تا ارائه جديدي از اجراي خودش داشته باشد. در غير اين صورت به نظر من دست و پا زدن روي آنتن بويژه براي خانم‌ها، خيلي زيبا نيست. وقتي موضوع و محتواي برنامه جديد نباشد مجري چه مي‌تواند بكند تا كارش نو شود؟!

حق مسلم بيننده از اجراي شما كه متاسفانه تا به حال از او دريغ كرده‌ايد؟

اين حق يعني تو آني باشي كه مخاطب، انتظار دارد و من هرگز نمي‌توانم آن طور كه بايد و شايد، ادايش كنم گر چه بيكار هم ننشسته‌ام و تلاشم را به كار بسته‌ام تا تحصيلاتم را با موضوع كارم هدفمند كرده و بالاتر ببرم، حتما قبل از اجرا، مطالعه داشته باشم و بعد از برنامه از خودم حسابرسي كنم و ببينم كه چه گفته‌ام.

تكراري‌ترين نگاهي كه مردم به اجرايتان داشته‌اند؟

معمولا انتقاد مي‌كردند كه چرا شما از يك ريتم برخورداريد و خيلي حركت نداريد. يا مجري‌هاي خانم ديگري را برايم مثال مي‌زدند كه حركات دست و صورت و لحن صدايشان متغير است و مرا با آنها مقايسه مي‌كردند. توضيح من هم اين بود كه هر برنامه‌اي، اجراي خاص خودش را مي‌طلبد. وقتي من در لوكيشن يك خانه قرار مي‌گيرم بايد همانند خانم خانه‌داري كه مهمان برايش آمده با آرامش و لبخندي متعادل، فضايي صميمي و دلنشين را براي گفتگو مهيا نمايم.

تصوير زندگي‌تان را قاب مي‌كنيد؟

حتما.

در قاب جا مي‌شود؟!

تصوير زندگي، براي هركس مفهومي دارد. اگر تصوير زندگي ما از عشق و علاقه به كانون گرم خانواده و توفيق بندگي خدا و عبادت او، سرشار باشد قطعا در قابي از ايمان و توكل به خدا و شكرگزاري، جا خواهد شد.

سهم رويا حسيني از اجراي خودش؟

خيلي زياد است. جاهايي براي من مفيد بوده كه اصلا فكرش را هم نمي‌كردم.

پس به نوعي نمك‌گير اجرا شده‌ايد؟

بله، زياد [باخنده]

مي‌توان مجري پخش را عامل موثري در جذب بيشتر مخاطب براي برنامه‌هاي يك شبكه دانست؟

مي‌تواند اين‌گونه باشد اما سياستگذاري ها و برنامه‌ريزي‌هاي هر شبكه با توجه به نوع مخاطب و نظر كارشناسان، متغير و متفاوت است. قطعا نيازسنجي‌ها و كارشناسي‌‌هايي كه در اين زمينه انجام مي‌‌شود، سليقه‌اي و دل بخواهي نيست. همه تلاش مي‌كنند تا رابطه بهتر و مناسب‌تري بين مخاطب و رسانه برقرار گردد بنابر اين وقتي براي بخشي از يك شبكه، عدم نياز به مجري تشخيص داده مي‌شود حتما مصلحتي وجود داشته است.

شبكه دوم سيما برخلاف ديگر شبكه‌ها، تا مدت‌ها به حضور مجريان پخش، وفادار مانده بود. آيا مي‌توانيم برنامه «شما بفرماييد» را جايگزين مناسبي براي اين سنت پسنديده بدانيم؟

مجريان پخش، علاوه بر اعلام برنامه‌هاي يك شبكه، در شرايط ويژه و خاص، اعياد، مناسبت‌ها و مراسم ملي و مذهبي و ... نيز روي آنتن حضور پيدا مي‌كردند و ارتباط آرامش‌بخش و خوبي بين رسانه و خانواده‌ها، برقرار مي‌نمودند بنابراين نمي‌توان «شما بفرماييد» را جايگزين آنها دانست. «شما بفرماييد» با هدف اطلاع‌رساني به روز و مستقيم از برنامه‌هاي شبكه 2، توليد شده است البته در كنار ‌آن، آنونس‌هاي مختلفي نيز براي معرفي فيلم‌ها و برنامه، تهيه و پخش مي‌گردد. خيلي اوقات، مردم با روابط عمومي شبكه يا سازمان، تماس مي‌گيرند و ساعت پخش برنامه‌ها را مي‌پرسند، درخواست پخش مجدد برنامه‌ها را دارند و ... «شما بفرماييد» هر روز به طور زنده و به مدت 15 دقيقه علاوه بر تامين اين نياز مخاطبان، نظرها و انتقادات بيان شده را نيز رودررو با آنها در ميان مي‌گذارد تا بدانند كه چقدر نظرها متفاوت است و صداوسيما براي تامين نظر همه مخاطبان، چه راه سختي را در پيش دارد.

قبل از شروع گفتگو به مطالعات و پژوهش‌هايي كه در حوزه زنان و لباس، داشته و داريد اشاره نموديد. لباس‌هاي متنوعي كه در هنگام اجراي برنامه‌هاي مختلف، مي پوشيد نيز در همين راستاست؟

من در برنامه «شما بفرماييد» از فرم سنتي لباس، استفاده نمي‌كنم زيرا براي اجراي برنامه‌هايي از اين دست، به خاطر احترام به مخاطب، بايد لباس رسمي پوشيد اما فرم اجرا و ارتباط برقرار كردن در برنامه‌هاي خانوادگي، كاملا متفاوت است. در برنامه تصوير زندگي، من به عنوان مجري اصلي كه بخش‌هاي مختلف را به هم پيوند مي‌دهد و به بيننده معرفي مي‌كند، در فضا و لوكيشني كه شكل و شمايل يك خانه را دارد، بايد لباس‌ مناسبي بپوشم.
مخاطب اين برنامه، مرا مهماندار خودش مي‌داند بنابر اين بايد بتوانيم علاوه بر اين كه ساختار يك خانواده صميمي را به نمايش مي‌گذاريم، الگوي صحيحي از لباس‌هاي اسلامي با رنگ‌هاي متنوع و در خور شأن فرهنگ كشورمان به بيننده ارائه بدهيم. خوشبختانه اين مورد نيز با استقبال خوب مخاطبان مواجه شده است و در نظرسنجي‌ها و ارتباط‌هايي كه با برنامه دارند از آن ابراز رضايت داشته‌اند.

انتخاب لباس‌ها‌ با نظر طراح لباس برنامه، صورت مي‌گيرد؟

همه لباس‌هايم را با سليقه شخصي خودم انتخاب مي‌كنم و اميدوارم كه بتوانيم با تكيه بر فرهنگ غني ايراني   اسلامي‌مان، الگوي مناسب ، پرمعنا و خاصي از پوشش، در كشورمان داشته باشيم و آن را به كشورهاي ديگر نيز انتقال دهيم.

مجري، دروازه‌بان برنامه است؟

نه، هر برنامه‌اي كه ساخته مي‌شود، حاصل تلاش افرادي است كه مي‌كوشند با ارزيابي و بررسي طرح‌هاي مختلف ارائه شده براي ساخت يك اثر رسانه‌اي، با رويكردهاي جامعه همراه شده و به نتايج مثبتي برسند. اصلا نيازي نيست كه فكر كنيم برنامه به دروازه‌بان نياز دارد و مجري در قالب آن بخواهد از خودش يا برنامه دفاع كند.

اما در تعريف امروز رسانه، مجري كسي است كه مي‌تواند نقش همه عوامل يك برنامه را يكجا و در لحظه ايفا كند؟

بله، كاملا درست است اما توانمندي مجري در اين بخش به خودش و انتخاب تهيه‌كننده باز مي‌گردد. معمولا هم تهيه‌كننده‌ها در حيطه‌هاي تخصصي كه دانش منحصر به فرد خود را مي‌طلبد، دقت نظر خاصي دارند و با توجه به رويكردي كه ابتدا از شبكه خبر، آغاز شد بسياري از اجراها تخصصي شده است و صرف توانايي سخن گفتن، كافي نيست به عنوان مثال، عوامل تهيه و توليد يك برنامه پزشكي بهداشتي، غالبا تلاش مي‌كنند تا اجراي كار را به فردي بسپارند كه تخصص اين رشته را داشته باشد. در موضوعات ديگر مثل ورزش، سياست و ... نيز همين طور است.

پس سواد و هويت تخصصي در حوزه رسانه چه مي‌شود؟

به نظر من بهتر است تا در برنامه‌هاي تخصصي به جاي استفاده از مجرياني كه تنها هنرشان، بيان فني و لحن دلنشين است؛ از كساني استفاده كنيم كه در موضوع برنامه، متخصص هستند و سعي كنيم با ارائه آموزش‌هاي ضمني، آنها را در حوزه رسانه نيز توانمند سازيم؛ حتي مي‌توانيم برنامه را به جاي زنده به صورت توليدي تهيه كنيم تا حداقل با يك شروع خوب و نسبي، همراه باشيم زيرا براي مخاطب، اطلاع رساني دقيق در مباحث تخصصي، خيلي بهتر است. ضمن اين كه كم نيستند افرادي كه از اين طريق به مجريان خوب تلويزيون تبديل شده‌اند يعني سواد و دانش تخصصي يك رشته را داشته‌اند و با آموزش‌هاي صحيح به كار اجرا نيز مسلط گرديده‌اند.

چاشني اجراي شما؟

علاقه به مخاطب.

جملات پاياني اين گفتگو را شما بفرماييد؟
فعاليت در رسانه بزرگي مثل تلويزيون آن هم در ايران، يك خدمت محسوب مي‌شود؛ خدمتي كه صادقانه بودنش، حس خوشايندي به آدم مي‌دهد. روزنامه جام‌جم نيز در راستاي فعاليت‌هاي صداوسيما، تلاش خستگي ناپذيري را آغاز كرده است كه جاي تشكر و قدرداني دارد. من از خوانندگان هميشگي جام‌جم هستم و خوشحالم كه بخشي از آن را به گفتگو با اهالي رسانه و هنر، اختصاص داده‌ايد. شايد وقتي كه من آنتن زنده در اختيارم است نتوانم حس واقعي و قسمت‌هاي پنهان روحي‌ام را به مخاطب، نشان دهم اما شما اين كار را انجام مي‌دهيد و ما را با شخصيت‌ دروني مجريان و هنرمنداني كه همكاران خودمان هستند، آشنا مي‌كنيد. اميدوارم اين روند ادامه داشته باشد و برقرار باشيد. از مردم خوبمان هم مي‌خواهم كه كوتاهي‌هاي ما را ببخشند و در صورت امكان برايمان دعا كنند.





موضوعات مرتبط: مجریان تلویزیون

برچسب‌ها: رویا حسینی , مجری چادری , مجری با حجاب , مجری زن

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 19 مرداد1391 نویسنده : پسر اینترنتی - نظرات: